میخوام حرف بزنم ولی نمیدونم چی بگم اصلا...
خیلی دلم میخواد برگردم مثل قبل در روز چندین و چند پست بذارم از حال و احوال روزم بگم... اما مدتهاست هر کاری میکنم نمیشه!
بار ها و بار ها سر میزدم به وبلاگ و وقتی آمارش رو میدیم غم توی دلم لونه میکرد! شما ها بودین و فقط من... من دستم به قلم نمیرفت... بار ها تصمیم گرفتم بیام شاید نه برای خودم برای کسایی که بودن و سر میزدن ، نتونستم عملیش کنم!
مدتهاست جوهرهٔ قلمم خشک شده و به جز ماهنوس جایی نمینویسم...
دوست دارم حرف بزنم ، ولی تار عنکبوتای اینجا نمیذاره...!

