нαм∂αм

دُختــَــرِ مـــ🌙ـــآه

خودم جان... سلام... بگذار امروز را اینگونه آغاز کنم... یکی بود یکی نبود... توی دنیای سیاه دخترکی خسته نشسته بود... از یک طرف بوران و آتشفشان... اون ور ترش نیزه و خون ریزان... از طرفی طوفان و باد... اون طرف تر شلاق و داد... من ثابت میکنم گربه نه تا جون داره... چون این دخترک قصمون هنوز زندست...

صداها اذیتم میکنه... آهنگ یکی یکدونه رو گذاشتم و همون اول قطعش کردم... نمیدونم چرا این روزا همه صدا ها اذیتم میکنه...

خب از صبح شروع کنم... ساعت ۵ و ربع بود که خوبیدم و ۱۲ بیدار شدم... عجیبا غریبا واقعا خوابمم نگرفت!!! 

همین اول کاری بگم درس نخوندم...! کلافم از خودم واقعا!! سه تا ویدیو هم گرفتم برا دلبر... کلی دنبال اهنگ بودم... اما خب خودشم خوب میدونه "دلبر خوش خنده" کلا مال خودشه هر چند تا هم ویدیو بگیرم اونو توش میذارم بی اون نمیشه... یه متن کوتاهم نوشتم...

خیلی تلاش کردم درس بخونم افکارمو جمع کنم اما همش خودمو کلافه تر کردم نمیتونم اروم بگیرم و یه جا بشینم به کار و زندگیم برسم... دلم میخواد بزنم تو سر خودم بگم نخونی میوفتی این ترم برنامه نریزی مشروت میشی اما دروغ چرا نمیتونم خودمو جمع کنم از این حس متنفرم... رفتم به جانان میگم تروخدا بیا یه کاری کن برم سر درسم ، نتونست ، از اون ور دلبر شات پیامم با فاطمه رو که دیده میگ برو سر درست اونم نتونست کاری کنه... کلافم بخدا از اینکه نمیخونم اما اینکه چه کار هم میتونم کنم که بخونم نمیدونم!!! 

دیگه اینکه... اها با فندق نشستیم دو قسمت کارتون دیدیم ، خواستم قسمت ۱۰ اوریج رو ببینم که اولاشو دیدم بعد گفتم برم درس که هم۰نان بازم نرفتم‌... یعنی خدا خودش از بابت این ترم بهم رحمش بیاد!!! 

دارم خودمو به فنا میدم!!! با این بازیگوشیهام آیندمو زمانی که ارزشمند ترین داراییمه رو از بین میبرم... میدونممممم همه چیو میدونم اما نمیدونم چرا عمل نمیکنم؟! نمیفهمم اینو واقعا نمیفهمم...

خب دیگه بسه... بریم سراغ روز چهاردهم پروژه خودشناسی که سوالش هست "لیست هنر ها و تخصص ها و توانایی هایی که دارید رو بنویسید"...

چه سوال سختی!!! به نام خدا... هیچی!!!

۱. نقاشیم بد نیست

۲‌. نوشتنم بد نیست

۳. معمولا شنونده خوبی ام بهم میگن ارامش دارم در صورتی که خودم همیشه طوفانی ام و در به در ذره ای ارامش (جدا این جز توانایی ها هست یا نه؟!)

۴. تزییناتم بد نیست

۵. 😐😐😐 افرین هنر ها و استعداد ها و توانایی ها و تخصص من به همین ها محدود میشه مگر اینکه جز اینها مروارید بافی و بافتنی البته در حد ابتدایی رو هم بنویسم...

فردا این خودشناسیا تموم میشه... راستش دلم براش تنگ میشه... جدا به این پی بردم من برای نه تنها ادما بلکه برای اشیا و حتی چیز هایی که وجود ندارن و فقط یه سری کلمات مجازی ان هم تنگ میشه... کلا دلم هی دوست داره تنگ بشه و خاطره بازی کنه... مرهمم راست میگه من توی گذشته ها گیر میکنم... این دلتنگی هامم از همین ویژگیم نشات میگیره!!!

خب دیگه... تا فردا شب فعلا... امیدوارم درس بخونی وگرنه دهن خودت سرویسه و این درسو افتادی حالا خوددانی خودم جان بهتر از این بلد نیستم بهت بگم... تهدید نیست والا حقیقته!!! تشریحیهههه میفهمی؟! نخونی نمیتونی جواب بدی!!!

خب دیگ... برو به کار و بارت برس... فعلا

چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۹ | 1:51 | 𝐏𝐚𝐫𝐚𝐝𝐨𝐱
بیوگرافی

من مینویسم تا … چیزی نوشته باشم… برای نوشتن دلیل ندارم فقط کافیست قلم و کاغذ باشد و دست های من که حرفهایی که حتی خودم نمیدانم از کجا میآیند روی کاغد سفید خط بیندازند،نوشتن هویت پنهان اما واقعی من است. و همه آنچیزی که میخواهم باشم...
من می نویسم! چون زندانبان نیستم . واژگان را نمی توانم در ذهنم به بند بکشم . آنان دوست دارند رها شوند...
من می نویسم تا نمیرم!
*-*
دو پست اول ثابت هستن... به عبارت بهتر پست "می نویسم تا..." ثابته و اکثر اوقات یک پست #سوال_طوری هم به عنوان پست ثابت متغیر وجود داره! ^-^
آخرین مطالب
خونه نه ، کافه راه انداختم! | پنجشنبه نهم آذر ۱۴۰۲ | 20:47
می نویسم تا... (ثابت طوری) | دوشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۹ | 23:37
محبوب دل ما... | دوشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۳ | 19:19
لطفا نظر🤗 | چهارشنبه نهم خرداد ۱۴۰۳ | 22:20
تو هم دیوونگی کردی؟! | سه شنبه یکم خرداد ۱۴۰۳ | 7:41
پرندهٔ کوچیک زندگی... | شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 15:39
تا به نوشتن دست میبرم، همه‌ چیز نیست میشود ... | سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ | 11:20
الان بهتر میفهمم که ترجیحم تنهاییه... | سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 20:57
بپرسید😌 | جمعه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 13:18
این روزا با‌ خودمم غریبه ام...! | جمعه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 13:13
شما چه خبر؟! | شنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۱ | 3:24
قلمم رو پس میگیرم! | پنجشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۱ | 21:29
تو بزرگ شدهٔ پسرک رویاهای من بودی... | جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱ | 23:17
امید و آرامشم | پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 23:55
دلتنگی به بهانه نبات! | شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰ | 3:9
به تلخ ترین شکل ممکن خندانم | دوشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۰ | 1:22
بعد از مدتها... سلام جانکم... | شنبه نهم مرداد ۱۴۰۰ | 13:50
حال دل | شنبه نهم مرداد ۱۴۰۰ | 13:44
پرسش | یکشنبه بیستم تیر ۱۴۰۰ | 12:25
تعبیر یک رویا | سه شنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۰ | 17:17
کد

زیبا سازی وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

ایکن عاشقانه

پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

زیبا سازی وبلاگ

ایده قالب از 💙Baran💙
طراحی شده توسط بلک تم