нαм∂αм

دُختــَــرِ مـــ🌙ـــآه

خب خودم جان سلام... امروز زودتر بریم سر اصل مطلب...😐امتحان دارم هشت و نیم و کلی ازش مونده😑🤦🏻‍♀️... امرووووز... ۶ و نیم بود خوابیدیم ، ۱۲ و ۴۵ بود بیدار شدیم... دیگه... خدایی اولش هنوز گیج بودم اما قصد هم نداشتم بخوابم... شروع کردم درس خوندن... یا به عبارت بهتر ویس ها رو گوش دادم... بعد نهار هم حموم و کلی دتشتم فکر میکردم که چی کار کنم امشب یا فردا بعد گفتم همین امشب... ولی جدا وقت میشه یا نه رو نمیدونم... امیدوارم بشه... بعد همچنان حال نداشتم اصلا بلند شم از جام رسما ولو رو تخت داشتم ویس گوش میدادم و نکته هاشو برمیداشتم ، بعد دیگه واییی... نمرات اون امتحان اومده چقدر گند زدیم به به... همینجور ادامه بدیم افتادن یکی دو درس رو شاخمونه!!! واییی یعنی امروز داشتم ویس استادو گوش میدادم بیشتر حواسم پی صدای بچش و صدا جارو برقی و اینا بود😐و البته داشتم میگفتم چه درس شیرینی من چرا تو طول ترم گوشش ندادم؟!!!! 😑😑😑 دلم میخواد خودمو خفه کنم... دیگه یه تایمی هول کردم که وایییی باید آخر هفته طراحی چشم پیر رو بفرستم ، بعد از اون رفتم برای الناز طبق قرارمون خلاصه اون چیز هایی که گوش دادمو بگم که گفت نگو نگو ویس ها زیاده بیا از رو این جزوه بخون کامله من خودم از این میخونم منم دیدم واقعا ویس وقت زیادی میگیره متن خوندن زودتر میتونم جلو برم خلاصه رفتم از اول جزوه!!! الانم مونده ازش😭😭😭😭جیییییییغ...

خودم جااااان جدا ترم بعد غلط میکنی بیشتر برداری... کمتر هم برمیداری اما نمراتتو بالا میبری نه اینکه واحد بیشتر برداری عین سه نقطه گیر کنی تو گل!!! یعنی رسما سر این درس اموزه ها و درس مبانی من سکوت کامل بودم... چون ترمم از بقبه کمتر بود اونا بیشتر میدونستن منم سکوت کرده بودم... هیعععع... 

بابا اومده میگ معدلت بالا باشه ، برای ارشد هم میتونی همینجا بی کنکور باشی... خب قطعا من نمیخوام برا ارشد اصلا ایران باشم و...........!!! نمیدونم تو فکرشون چیه حقیقتا!!!

دیگه اینکه بریم سراغ اخرین روز از پروژه خودشناسی... ☹😥چرا اخرین روزته... هییییع... سوالش "لیست تفریح هایتان را بنویسید​"...

جدا از خودم شاکی شدم با این سوال... من هیچ تفریح خاصی ندارم... ملت چقدر تفریحاتشون قشنگه بعد من...

چیزی جز نقاشی ، نوشتن ، نت گردی ، فیلم دیدن ، فیلم درست کردن ، کیک و شیرینی پزی ، بافتنی ، کاردستی دیگه همینا... ☹🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️

پروژه خودشناسی جونم... این پونزده روز... فکر کنم خیلی کمک کرد... به خودم فکر کردم... اپا سوالاتت حقیقتا کم بود... امیدوارم بهم کمک کنی توی پیدا کردن خودم...

خود عزیزم تا فردا فعلا...

پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۹ | 2:47 | 𝐏𝐚𝐫𝐚𝐝𝐨𝐱
بیوگرافی

من مینویسم تا … چیزی نوشته باشم… برای نوشتن دلیل ندارم فقط کافیست قلم و کاغذ باشد و دست های من که حرفهایی که حتی خودم نمیدانم از کجا میآیند روی کاغد سفید خط بیندازند،نوشتن هویت پنهان اما واقعی من است. و همه آنچیزی که میخواهم باشم...
من می نویسم! چون زندانبان نیستم . واژگان را نمی توانم در ذهنم به بند بکشم . آنان دوست دارند رها شوند...
من می نویسم تا نمیرم!
*-*
دو پست اول ثابت هستن... به عبارت بهتر پست "می نویسم تا..." ثابته و اکثر اوقات یک پست #سوال_طوری هم به عنوان پست ثابت متغیر وجود داره! ^-^
آخرین مطالب
خونه نه ، کافه راه انداختم! | پنجشنبه نهم آذر ۱۴۰۲ | 20:47
می نویسم تا... (ثابت طوری) | دوشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۹ | 23:37
محبوب دل ما... | دوشنبه بیست و یکم آبان ۱۴۰۳ | 19:19
لطفا نظر🤗 | چهارشنبه نهم خرداد ۱۴۰۳ | 22:20
تو هم دیوونگی کردی؟! | سه شنبه یکم خرداد ۱۴۰۳ | 7:41
پرندهٔ کوچیک زندگی... | شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۳ | 15:39
تا به نوشتن دست میبرم، همه‌ چیز نیست میشود ... | سه شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۲ | 11:20
الان بهتر میفهمم که ترجیحم تنهاییه... | سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 20:57
بپرسید😌 | جمعه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 13:18
این روزا با‌ خودمم غریبه ام...! | جمعه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲ | 13:13
شما چه خبر؟! | شنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۱ | 3:24
قلمم رو پس میگیرم! | پنجشنبه سی و یکم شهریور ۱۴۰۱ | 21:29
تو بزرگ شدهٔ پسرک رویاهای من بودی... | جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱ | 23:17
امید و آرامشم | پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۱ | 23:55
دلتنگی به بهانه نبات! | شنبه دوم بهمن ۱۴۰۰ | 3:9
به تلخ ترین شکل ممکن خندانم | دوشنبه هجدهم مرداد ۱۴۰۰ | 1:22
بعد از مدتها... سلام جانکم... | شنبه نهم مرداد ۱۴۰۰ | 13:50
حال دل | شنبه نهم مرداد ۱۴۰۰ | 13:44
پرسش | یکشنبه بیستم تیر ۱۴۰۰ | 12:25
تعبیر یک رویا | سه شنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۰ | 17:17
کد

زیبا سازی وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

ایکن عاشقانه

پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

زیبا سازی وبلاگ

ایده قالب از 💙Baran💙
طراحی شده توسط بلک تم