
"ای ماه زیبا
که هستی در آسمان
تو هم میبینی دلبندم را
دلبندم رفته به اون دور دورا
(دلبندم رفته به خوابه زیبا)
گر دیدی او را
به او بگو دلتنگم براش
او را نزدم بازگردان..."
***
این شعریه که باهاش فندوقو می خوابوندم...هنوزم گاهی میاد بغلمو میگه آجی ای ماه رو میخونی؟ دوبار که میخونمش میخوابه...
اما خوندنش... بر میگرده به همون شش سال پیش... شش سال پیشی که شدم دلداده ی ماه... شدم مه زاده.. شدم دختِ ماه...

